
اي معلم اي خوب
تو نداني كه چقد روزها
بود انديشه ي من
لحظه اي ديدن تو
شايد
تو نباشي هرگز
فكر اين ، دانش آموخته ي خسته خود
اما
هر زمان هستي و ميماني در خاطرم
تا ابد
تا زماني كه بود خار اندر بر گل
((تو بدان اين را تنها تو بدان ))
نبود در عمرم ز تو ،اي خوب صميمي بهتر
اي معلم نرود از يادم همه خوبيهايت
تو به من آموختي كه بگيرم از غم
جذر و منها بكنم از دل خود
همه تشويش و غم و اندوهم
و توان بنشانم بر سر احسانم
اي معلم نروي از يادم
تا كه جان در تن و در ديده ي من نوري هست
ما را در سایت پسری از نسل باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 178