خداحافظ پادشاه فصل ها

خرید بک لینک

پاييز از لحظه هاي زرد پنجره سرازير شد،

تنها و سرريز از غربت، غم صدايش پر از يادگار بهار است،

حرفهايش را با بغض مي گويد و ميريزد روي شادي كوچك آدم ها،

او با تمام ابرها و گريه ها نسبت دارد.
پاييز غريبانه راه ميرود. غريبانه آواز مي خواند.

دفترچه رنگارنگ پاييز، سالهاست كه خاك گرفته است.

زرد ها، ارغواني ها ، قرمزها، در حسرت يك لحظه حس شدن پژمرده اند .

اگر مي شد نگاه را بخشيد،

من به چشمان خالي شهرم ، يك بغل نگاه عاشقانه مي دادم

تا پاييز را نگاه كند.


امروز پاييز رفت،

بي آنكه اندوه او را چشيده باشيم ، رفت ...


برچسبها: پاييز, عاشقانه هاي پاييزي, پادشاه فصل ها, خداحافظ پاييز

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۶ساعت 0:0 توسط رهگذری از جنس باران| |

پسری از نسل باران...

ما را در سایت پسری از نسل باران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 16:12

صفحه بندی