

وقتی خدا میخواست تو را بسازد
چه حال خوشی داشت چه حوصله ای!
این موها،این چشم ها...!
خودت میفهمی ...؟
من همه ی این ها را دوست دارم
دوست دارم یه بار بشینم،موهاتو کوتاه کنم
یه چند تارش بریزه...
بگم اینارو میبینی
بگی:آره...!
منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم ...!

دنیا فهمید خیلی حقیر است وقتی گفتم
یک تار موی * تو * را به او نمیدهم
**مخاطب خاص**

shaahin

ما را در سایت پسری از نسل باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 261